نگاهی به کتاب سفرنامه ای داریوش مهرجویی

به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی، ماهنامه سینمایی فیلم نوشت: کتاب دو خاطره: سفرنامه پاریس، عوج کلاب نوشته ی داریوش مهرجویی را می توان آینه ی تمام قد این نویسنده و فیلم ساز کهنه کار در سال های اخیر دانست؛ کتابی که اگر آن را همان گونه که هست بپذیرید و با حال وهوایش کنار بیایید، شاید بتوانید با متن اش همراه شوید و کم وبیش تا انتها آن را بخوانید. اما مشکل از جایی آغاز می شود که بخواهید – و بتوانید – آن را با آثار شاخصِ ادبی و هم چنین نوشته های پیشینِ خودِ مهرجویی در زمینه ی ادبیات سینمایی بسنجید. در چنین شرایطی به طور حتم با هضم این متن در قالب یک کتابِ قابلِ بحث، به مشکل خواهید خورد! اثری در حد فاصل خاطره، سفرنامه یا یک داستان فانتزی و خیالی که به دلیل انتخاب نکردن قالب مناسب، باعث سردرگمی مخاطب در ارتباط با متن شده است. مهرجویی در بخش نخست کتاب که ظاهراً قرار بوده شرحِ غمِ غربت و بدفهمی های یک انسان شرقی در جامعه ی اروپا باشد، به شکل عجیبی حتی نام خود را نیز به «مهران مالک» تغییر داده است! و جالب تر این که در جایی از بخش دومِ سفرنامه (فصل مربوط به تغییر مکان او در بازداشتگاه دوبی) ...